اخبار و مطالب اخبار و مطالب

اهداي خون زوج يزدي

 

متن مصاحبه مسئول محترم روابط عمومي پايگاه انتقال خون استان يزد با زوج جوان يزدي اهدا كننده خون كه در تاريخ 2/2/89 انجام گرديده است :

 

 

 1- لطفاً خودتان را معرفی کنید؟

بنام خدا امید زارع زاده هستم 29 سال سن دارم و دارای مدرک لیسانس مدیریت صنعتی و شاغل در شرکت ژرف آب هستم.

2- برای چندمین دفعه است که خون خود را اهدا می کنید؟

 چون من اهداکننده مستمر خون می باشم، معمولاً هر سه ماه یکبار برای اهدای خون به پایگاه مراجعه می کنم و حدوداً سه سال است که این عمل خیرخواهانه را انجام می دهم.

3- چطور شد که از اهدا کنندگان مستمر خون شدید؟

در یک برنامه تلوزیونی که از زلزله بم نشان می داد اعلام کردند که نیاز شدیدی به خون دارند. همان موقع من با یکی از دوستانم تماس گرفتم و تصمیم گرفتیم دونفری به پایگاه انتقال خون استان یزد برویم و با اهدای خون به هم نوعان خود کمک کنیم. وقتی وارد پایگاه شدیم با ازدحام جمعیت که برای اهدای خون آمده بودند مواجه شدیم بعد از یک ساعت نوبت به خون گیری ما شد. بعد از خونگیری من از مسؤلین پرسیدم که می توانیم مرتب برای اهدای خون مراجعه کنیم ایشان از پیشنهاد من و دوستم استقبال کردند. من هر بار که به پایگاه انتقال خون مراجعه می کنم به خود می بالم که می توانم با اهدای قطره ای از خونم می توانم به بنده ای از بندگان خدا کمک کنم و خوشحالم که خداوند به من این توانایی را داده است که با اهدای خون ناچیزم سهم کوچکی در حیات بیماران نیازمند داشته باشم.

4- چطور شد که شب عروسی خود را برای اهدای خون انتخاب کردید؟ آیا کسی به شما پیشنهاد داد؟

واقعیت این است که در سال 1387 وقتی برای اهدای خون به پایگاه مراجعه کرده بودم بطور اتفاقی داشتم نشریه پیام خون را مطالعه می کردم و ناگاه در یکی از صفحات آن تصویری دیدم از زوج اردبیلی که در روز عروسی خود برای اهدای خون به پایگاه تشریف آورده بودند. اول تعجب کردم که چطور می شود این کار را انجام داد وقتی از مسؤلین پایگاه سؤال کردم گفتند این کار امکان دارد و همان موقع که مجرد بودم با خودم تصمیم گرفتم من نیز در روز دامادی همراه همسرم این کار نیک را انجام دهم و وقتی این پیشنهاد را با مدیر محترم پایگاه در میان گذاشتم ایشان نیز استقبال کردند و همان موقع به من قول مساعد همکاری دادند.

5- یعنی شما به همسرتان پیشنهاد چنین کاری را دادید؟ عکس العمل همسرتان چه بود؟

بله. من یک هفته قبل از ازدواج این موضوع را با همسرم در میان گذاشتم. اول باور نکرد و بسیار تعجب کرد و می گفت مگر می شود با لباس عروس و دامادی و با ماشین مزین عروسی و با این شرایط خون اهدا نمائیم. وقتی برای همسرم توضیح دادم که این کار شدنی است و مسؤلین پایگاه انتقال خون نیز با ما همکاری می کنند و هیچ مشکلی پیش نمی آید ایشان نیز قبول کردند و با من هم عقیده شدند که شروع زندگی مشترکمان را با نیت خیر آغاز کنیم.

6- آیا اقوام و خانواده شما از این کار خیرخواهانه با خبر هستند؟

خیر. من و همسرم قول داده بودیم که در مورد این موضوع با هیچکس صحبتی نکنیم که کسی احیاناً مانع ما نشود و هدف از این کار فقط رضای خدا و خشنودی قلب آقا امام زمان باشد.

7- چه صحبتی با آنها دارید؟

به آنها توصیه می کنم آن ها نیز به پایگاه انتقال خون تشریف آورده و با اهدای خون خود به بیماران و کسانی که محتاج به خون هستند کمک کنند و البته من همین جا از پدر، مادر، پدر خانم، مادر خانم و همه اقوام و دوستان و فامیل که بعد از مراسم جشن، مدت زیادی منتظر ماندند تا ما هم به آنها ملحق شویم عذرخواهی می کنم.

8- از خانواده شما کسی از اهدا کنندگان مستمر یا باسابقه هست؟

بله. پدر و پدر خانم. البته جا دارد که من از پدرم تشکر نمایم که ایشان مشوق من بودند که الان من یکی از اهداکنندگان مستمر خون باشم.

9- شما به فرزندانتان نیز پیشنهاد چنین کاری را می دهید؟

چون من خودم شخصاً این عمل خدا پسندانه را دوست دارم انشاءا... وقتی فرزندم به دنیا بیاید و به سنی برسد که بتواند خون خود را اهدا کند دستش را گرفته و به پایگاه انتقال خون مراجعه کرده تا در همان سنین راه کمک به هم نوع خود را یاد بگیرد.

10- پیام شما به نسل جوان و مردم چیست؟

شاید بیشتر مردم راه کمک به دیگران را کمک مالی بدانند ولی گاهی مواقع انسانها می توانند با اهدای خون خود کاری با ارزشتر که دارای اجر معنوی و اخروی نیز می باشد و کمکی بالاتر از کمک مالی بتوانند برای هم نوع خود انجام دهند و امیدوارم که نسل جوان نیز همیشه خدا را مد نظر داشته و سعی کنند به ندای کسانی که محتاج کمک ما هستند گوش فرا داده و در راه خیر قدم های بزرگ بردارند.

11- نقش سازمان انتقال خون در جامعه را چطور می بینید؟

این سازمان با فعالیت پویا و مستمر خود همیشه در صدد نجات جان انسان ها برآمده و با تلاش شبانه روزی خود نیت خالصانه خود را ثابت کرده است و من همین جا به همه پرسنل و کارکنانی که در این سازمان در اقصی نقاط کشورمان خدمت می کنند سپاسگزارم و از ایزد منان اجری نیکو برایشان مسئلت دارم.

12-برخورد کارکنان و پرسنل از ورود شما به پایگاه چطور بود؟

بسیار خوشحال بودند و با آغوشی باز از ما پذیرایی کردند و با ما مساعدت و همکاری همه جانبه داشتند. و من از همین جا از مدیر محترم، حراست و روابط عمومی و خانم دکترها و همه کسانی که در این امر خیر به ما کمک کردند تشکر و سپاسگزاری می کنم.

 

1- عروس خانم، خودتان را معرفی کنید؟

آزاده یاوری 24 ساله، لیسانس پرستاری، فرزند آخر خانواده و در بیمارستان شهید رهنمون یزد در بخشCCU مشغول بکار هستم.

2- از قرار معلوم پیشنهاد اینکه زندگی مشترک را با اهدای خون آغاز کنید توسط همسرتان به شما داده شد. عکس العمل شما چه بود؟ مخالفت نکردید؟

ایشان از قبل به این موضوع فکر کرده بودند و تصمیم انجام چنین کاری داشتند و وقتی با من در این مورد صحبت کردند بسیار متعجب و شگفت زده شدم و برایم غیر قابل باور بود که بتوان در روز اول زندگیمان این عمل شایسته را انجام دهیم ولی با صحبت هایی که همسرم با من انجام داد من را متقاعد کرد و من با ایشان مخالفت نکردم که هیچ بلکه بسیار خوشحال شدم و ایشان را در این کار عامه پسند همراهی نمودم.

3- احساس خود را موقعی که روی صندلی خونگیری نشستید بیان کنید؟

در مرحله اول کمی استرس داشتم، بعلت اینکه برای اولین دفعه بود که خون خود را اهدا می کردم و همچنین روز ازدواج استرس و اضطراب خاص خود را دارد که دوچندان شده بود.. ولی با دلداری همسر مهربانم و با کمک پرسنل پایگاه این امر عادی و میسر شد بطوریکه نفهمیدم خونگیری از من چه مدت طول کشید و در پایان خونگیری نیز بسیار خوشحال بودم که توانستم در اول راه پر پیچ و خم زندگی مشترک به یک سعادت معنوی برسم و همین جا از همسرم که مشوق من در این امر خیرخواهانه بود کمال تشکر را دارم و تصمیم گرفتم که یکی از اهداکنندگان مستمر باشم. انشاءا...

4- بهترین دعا و آرزوی شما چیست؟

 

شفای تمام بیماران و فرج آقا امام زمان و همچنین خدای باری تعالی همیشه پشت و پناه ما و زوج ها در کلیه مراحل زندگی باشد. در پایان هم از شما و کلیه پرسنل پایگاه کمال تشکر و قدردانی را دارم و امیدوارم در تمامی امور زندگی موفق و مؤید باشید.

تهیه کننده :واحد روابط عمومی- جواد فلاحتی